سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

کیمیای ناب

الهی و ربی من لی غیرک ....
اینها اولین صداهایی بوده که شنیده ام
این را ماه رخ گفته است.
ماه است برای من؛

می گوید تو که بدنیا آمدی شب جمعه بود و دعای کمیل
شاید این همان حکمتِ عشقِ روزهای کودکیم بوده شاید!

همه جا سپید بوده است سپیدِ سپید
این را هم ماه رخ می گوید
می گوید: همه جا سپید بوده است پر از برف، انقدر برف بوده که همه سیاهی ها را پوشانده بود
و اولین چیزی که دیده ام سپیدی بوده است.

سالها از ان روزها گذشت
و یک شب کمیلی و پر از برف و ماه رخ با همان خنده ی ملیح مهربانش
خاطرم را می آزارد.

دیگر سپید نیستم هر چقدر هم که برف ببارد.
مگر اینکه ماهرخ دعایم کند میان همان الهی و ربی و من لی غیرک هایش
حال این روزهایم اصلا خوب نیست

آشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــفته ام.
خسته ام

پ ن : به مناسبت تولدم البته به روایت مادر

برف