• وبلاگ : كيمياي ناب
  • يادداشت : توبه گربه
  • نظرات : 2 خصوصي ، 29 عمومي
  • پارسي يار : 6 علاقه ، 3 نظر
  • ساعت ویکتوریا

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    سلام تلاش شما براي برداشت قرآني از اتفاقات روزمره زيبا و ستودني است. ولي بايد بگم اين تمثيلتون زيبا نبود:( نه با قلم دلنشين هميشگي نوشته شده بود و نه نتيجه گيري نهايي درست بود:( براي قسمت هاي مختلف اين داستان ميشه از آيات استفاده کرد. مثلا اونجا که فرموديد اون گربه ديگه اغفالش کرد و جوجه ها رو خوردند اين آيه اومد به ذهنم:يا وَيْلَتى‏ لَيْتَني‏ لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَليلا/فرقان28 و يا ناسپاسي گربه در برابر لطف شما شبيه ناسپاسي بلعم باعورا در برابر لطف و عطاي خداست/اعراف175 ولي آخر قصه درست نيست چون خداوند توبه پذيره غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْب‏/غافر3 ولي شما از کنار توبه گربه و پشيمونيش گذشتيد و اونو رها کرديد در حالي که اگه بنده پشيمون بشه خداوند تردش نمي کنه:) براي ساير قسمت ها هم ميشه آياتي رو ذکر کرد ولي اشکال اصلي که بر متن وارد بود همين بحث مردود شدنه و جالبه که آيه اي که خودتون در انتها آورديد دقيقا داره ميگه خدا توبه پذير و خطاپوشه آيه رو آورديد و اشتباه نتيجه گرفتيد:)))
    پاسخ

    سلام بله ممنون از توجهتون و دقتتون... راستش مي خواستم اين رو بگم که رحمت ما و خدا قابل مقايسه نيست همين و اشکال شما هم وارده خواستم ذهن مخاطب درگير بشه و خودش قضاوت کنه:)